پخش زنده
امروز: -
تینا میرکریمی، گزارشگر رادیو ایران که از نخستین روزهای بدرقه و تشییع رهبر شهید انقلاب مسئولیت پوشش میدانی این مراسم را بر عهده داشت، حضور مردم را جلوهای کمنظیر از همدلی، معرفت و عشق به وطن توصیف کرد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، وی گفت: مردم در این چند روز جلوه دیگری از همدلی، ارادت و احترام به کشورشان را به نمایش گذاشتند. این همراهی از ماهها قبل در گردهماییهای مردمیشکل گرفته بود و در روزهای بدرقه به اوج رسید. برای من ارزشمند بود که میدیدم انسانهایی از هر قشر، هر شغل، هر سن و هر سلیقه، با یک هدف مشترک کنار هم ایستادهاند؛ قدردانی از رهبر شهید و ابراز عشق به ایران.
میرکریمی افزود: مردم معنای واقعی ایستادن پای وطن را به تصویر کشیدند. حضورشان نشان داد که هرگاه پای ایران در میان باشد، با همه وجود کنار کشورشان خواهند ایستاد.
این گزارشگر رادیو ایران، حضور مردم از سراسر کشور را تجلی وحدت ملی دانست و گفت: در آن روزها تهران، ایران شده بود. از گیلان تا خوزستان، از سیستان تا یاسوج، هر کس را که میدیدم از نقطهای از این سرزمین آمده بود. بسیاری حتی امکانات کافی برای اقامت یا استراحت نداشتند، اما تنها برای این آمده بودند که بگویند ایران را دوست دارند.
وی معتقد است این حضور، مسئولیت مدیران و مسئولان را سنگینتر میکند و این مردم باید دیده شوند و قدردانشان بود. من هم به عنوان یک گزارشگر، وظیفه خود میدانستم که این حضور را ثبت کنم تا در حافظه تاریخی کشور بماند که چگونه مردم از سراسر ایران، با عشق و احترام در کنار هم ایستادند.
میرکریمی از تلاش همکارانش در روزهای پوشش مراسم نیز یاد کرد و گفت: همه خبرنگاران و گزارشگران با برنامهریزی دقیق، در آمادهباش کامل بودند تا لحظهای از این رویداد تاریخی از دست نرود. موضوع ها آنقدر فراوان بود که با وجود گرمای شدید و ساعتهای طولانی کار، هیچکس خسته نمیشد و همه با انگیزه به روایت این لحظهها میپرداختند.
او درباره تجربه شخصی خود گفت: در مصلی و مسیر تشییع، لحظه به لحظه حالوهوای مردم را در قالب گزارشهای توصیفی روایت میکردم و هر روز حدود ۲۰ گزارش برای مراکز استانها ارسال میشد. احساس میکردم مسئولیت دارم صدای مردمی را منتقل کنم که از دورترین نقاط کشور خود را به این مراسم رسانده بودند.
به گفته این گزارشگر، مهمترین ویژگی این مراسم، حضور پرشور و صمیمانه مردم بود. هر کس به اندازه توان خود آمده بود، بعضی در چادرهای اسکان ساعتی استراحت میکردند، بعضی زیر سایهای کوتاه نفسی تازه میکردند و دوباره راه میافتادند تا خود را به مراسم برسانند. همه یک پیام مشترک داشتند؛ اینکه ایران را دوست دارند و با همدلی و اتحاد از آن پاسداری میکنند. این حضور، کاملاً از دل برمیآمد و هیچ نشانی از توقع یا چشمداشت در آن نبود.
میرکریمی از میان دهها گزارش، گفتوگو با پیرزنی سالخورده را ماندگارترین خاطره خود میداند، زنی که با واکر، آرامآرام خود را به مصلی رسانده بود و پلاکارد کوچکی در دست داشت که رویش نوشته بود: منتقم خون رهبر هستم.
وی گفت: وقتی با او صحبت کردم، اشک در چشمانش حلقه زد. از علاقهاش به رهبر شهید گفت و تأکید کرد که حضور در این مراسم، کمترین کاری است که میتواند برای کشورش انجام دهد. آن لحظه را هرگز فراموش نمیکنم.
وی در پایان گفت: به جرئت میتوانم بگویم از دل هر گزارشی که تهیه کردم، میشود داستانی ماندگار نوشت. لحظههایی را دیدم که تا همیشه در ذهنم باقی خواهد ماند و هر بار به یادشان میافتم، به مردم کشورم افتخار میکنم. باور دارم این روزها در تاریخ ایران ثبت خواهد شد، روزهایی که میلیونها دل در سوگ مردی گرد هم آمدند که برای بسیاری، نماد استقامت، شجاعت، ایمان و عزت بود.